ملیکا و محرم
چند روزیه که سیده ملیکا جان وقتی میاد خونه با کیک و ساندیس میاد بالاخره امروز پرسیدم چه خبره که هر روز, هر روز بهتون کیک و ساندیس میدن و جواب این بود:
حالا خو ماه حرمه (محرمه) زیارت عاشورا موخونِم.
جدی؟ کی زیارت عاشورا میخونید؟
صبح که میریم مدرسه اول میریم سر کلاس یه ساعت دو ساعت بعدش میریم کلاس آزمایشگاه اونجا زیارت عاشورا میخونیم.
کی زیارت میخونه؟
خاله نرگس یا خانم محمدی- بعدشم صف صف مرم سر کلاس
خب پس کی کیک و ساندیس بهتون مدن؟
خب دیه وقتی درم مرم سر کلاس اونوقت بهمون مدن
———————————–
حالا کیکش رو هم باز کرده آورده تعارف میکنه
کاردستی ۱ و ۲
اینا کاردستی هام ملیکا ملیکا هه برای ماه های مهر و آبان. درسته کاردستی هامِ ملیکا نه کاردستی های ملیکا یعنی کاردستی های ملیکا که من و ملیکا باهم درست کردیم
مِدِمْ …!
من و مامانی داریم به اتفاق میخونیم:
دختر دارم، شاه نداره؛
صورت داره، ماه نداره؛
—
به کَس کَسونِش نَمِدِم،
به همه کَسونِش نَمِدِم،
—
به مرد پیرِش نَمِدِم،
به راه دورِش نَمِدِم،
—
به کسی مِدِم که کَس باشه،
پیرهن تَنِش اطلس باشه؛
—
شاه میاد با لشکرش،
امیرنظام پشت سرش،
—
آیا بِدِم …. آیا نَدِم.
—
ملیکا:—- بِدِمممم






