۲۳ فروردین, ۱۳۹۱
· تحت دسته خلاقیت, دل نوشته, دوستانه, مفسر کوچک
: مامان بیا این برچسب مال تو.
- باشه! دستت درد نکنه.
(دفتر و برچسب را میاره)
: مامان این برچسب را برام بچسبون تو این صفحه.
- خودت بچسبون مامان غمی نیست.
: نه مامان تو بچسبون. موخوام وقتی پیر شدی، خاک شدی^، اینا همیشه از تو یادگاری داشته باشم.
:O جاننننننن؟
—————
پ ن: یعنی من عاشق این تعارفات هستم دختر عزییییییییزم :*
^ خاک شدی = دفن شدی
۲۸ اسفند, ۱۳۹۰
· تحت دسته خلاقیت, مامان نوشت
من: ملیکا خانم مامان جان اقه این چسبا را حروم نکن، اینو اونور نریز!
سیده ملیکا: مامان من خو اینا را حروم نمکنم؛ من اینا را حلال مکنم.
:O
۱۴ دی, ۱۳۹۰
· تحت دسته خلاقیت, خواهر بزرگتر, دل نوشته, نینی گلابی
- مامان خواهش مکنم…
- به جون اصغر…
- سوسکِتَم…
… بده
۲۴ آذر, ۱۳۹۰
· تحت دسته تولد, خلاقیت, کدبانو, مامان نوشت, مناسبتها
دیگه توضیح نمیخواد:

بقیه عکسها در ادامه مطلب:
ادامه مطلب »
۱۷ آذر, ۱۳۹۰
· تحت دسته دوستانه, گلپسر, مناسبتها
سلام بالاخره امروز کارشو یکسره کردیم.

1390/09/17 - دور کچلت بگردم :*
۱۰ آذر, ۱۳۹۰
· تحت دسته از مدرسه - تا مدرسه, خلاقیت, مامان نوشت, مناسبتها
چند روزیه که سیده ملیکا جان وقتی میاد خونه با کیک و ساندیس میاد بالاخره امروز پرسیدم چه خبره که هر روز, هر روز بهتون کیک و ساندیس میدن و جواب این بود:
حالا خو ماه حرمه (محرمه) زیارت عاشورا موخونِم.
جدی؟ کی زیارت عاشورا میخونید؟
صبح که میریم مدرسه اول میریم سر کلاس یه ساعت دو ساعت بعدش میریم کلاس آزمایشگاه اونجا زیارت عاشورا میخونیم.
کی زیارت میخونه؟
خاله نرگس یا خانم محمدی- بعدشم صف صف مرم سر کلاس
خب پس کی کیک و ساندیس بهتون مدن؟
خب دیه وقتی درم مرم سر کلاس اونوقت بهمون مدن
———————————–
حالا کیکش رو هم باز کرده آورده تعارف میکنه
۹ آذر, ۱۳۹۰
· تحت دسته خلاقیت, نینی گلابی
اینا کاردستی هام ملیکا ملیکا هه برای ماه های مهر و آبان. درسته کاردستی هامِ ملیکا نه کاردستی های ملیکا یعنی کاردستی های ملیکا که من و ملیکا باهم درست کردیم

موضوع: پاییز

موضوع: محرم (ضریح امام حسین)