من می‌پرسم … ۱

من می‌پرسم خدا کو؟ خدا کجاست؟

….

و منتظر جوابی هستم که کودکیم را از حس بودنش سرشار کند …

  del.icio.us this!

۲ نظر تاکنون »

  1. 1

    اریانا گفت,

    مرداد ۲۸, ۱۳۸۹ @ ۸:۴۹ قبل از ظهر

    روزی ما دوباره کبوترهای ِمان را پیدا خواهیم کرد
    و مهربانی دست ِ زیبائی را خواهد گرفت

  2. 2

    شاعرانه ها گفت,

    مرداد ۳۱, ۱۳۸۹ @ ۷:۵۵ بعد از ظهر

    بگو مادر جون سهراب می گه:خدا همین جاهاست…لای این شب بوها،پای آن کاج بلند…

    ——————–
    چفدر بچه ها اصولی نگاه می کنند به همه ی پیرامونشون.چقدر پست “مورچه”ظریف بود!
    خاله من از همین کامنت دونی اینده ی بسیار درخشانت رو می بینم…حالا کور شود هر انکه نتوان دید!
    جون خاله سولماز!هر موقع مامانت شیرینی و کیکای رنگین کمونی و ابری و افتابی درست کرد یه تک زنگ به من بزن!اگه نیومدم ایشالا مورچه بشم.

Comment RSS · TrackBack URI

نظرات شما