بگو مادر جون سهراب می گه:خدا همین جاهاست…لای این شب بوها،پای آن کاج بلند…
——————–
چفدر بچه ها اصولی نگاه می کنند به همه ی پیرامونشون.چقدر پست “مورچه”ظریف بود!
خاله من از همین کامنت دونی اینده ی بسیار درخشانت رو می بینم…حالا کور شود هر انکه نتوان دید!
جون خاله سولماز!هر موقع مامانت شیرینی و کیکای رنگین کمونی و ابری و افتابی درست کرد یه تک زنگ به من بزن!اگه نیومدم ایشالا مورچه بشم.
اریانا گفت,
مرداد ۲۸, ۱۳۸۹ @ ۸:۴۹ قبل از ظهر
روزی ما دوباره کبوترهای ِمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست ِ زیبائی را خواهد گرفت
شاعرانه ها گفت,
مرداد ۳۱, ۱۳۸۹ @ ۷:۵۵ بعد از ظهر
بگو مادر جون سهراب می گه:خدا همین جاهاست…لای این شب بوها،پای آن کاج بلند…
——————–
چفدر بچه ها اصولی نگاه می کنند به همه ی پیرامونشون.چقدر پست “مورچه”ظریف بود!
خاله من از همین کامنت دونی اینده ی بسیار درخشانت رو می بینم…حالا کور شود هر انکه نتوان دید!
جون خاله سولماز!هر موقع مامانت شیرینی و کیکای رنگین کمونی و ابری و افتابی درست کرد یه تک زنگ به من بزن!اگه نیومدم ایشالا مورچه بشم.