آرشیو ماه مهر, ۱۳۸۷

مهد نی‌نی‌گلابی (قسمت اول)

۲۰ روزیه که نی‌نی‌گلابی من (سیده ملیکا جون) میره مهد ثمین؛ قبل از اون یه هفته‌ای جای دیگه گذاشته بودمش اما خب چون از اونجا راضی نبودم جابجاش کردم و چون خیلی تعریف مهد ثمین رو شنیده بودم بردمش اونجا. البته زهرا (دخترِ دختر خاله‌ی مامان نی‌نی گلابی) و نازنین (دخترِ پسرخاله‌ی مامان نی‌نی گلابی) هم میرن اونجا و این یک انتیاز مثبت برای من و ملیکا محسوب میشه.

یه خونه جنوبی  (که البته اگه از کوچه بعدی بری از حیاط وارد میشی و میشه شمالی)، وارد که میشی یه راهرو هست که تمام موکت شده، سمت راست جاکفشی واسه بچه‌ها درست کردن، یه پله و بعد روبروت یه در چوبی که به حال باز میشه و سمت راستتیه راه‌پله با نرده‌های فلزی و یه در نصفه نیمه (از قد) اونم چوبی که جلوی راه‌پله نصب کردن یعنی ورود بچه‌ها ممنوع!

به همراه خانم نصیری (مدیر مهد) کل مهد رو دید زدم و اتاقها و آشپزخونه و دستشویی رو تقریباً وارسی کردم. هر اتاقی واسه خودش یه کلاسه و البته متناسب با همون گروه شنی چدمان شده. توی هال یه میز تلوزیون هست که یه تلوزیون فکر کنم ۲۴ اینچ توش جا گرفته و توی کمد زیر اون یه ضبط که CD خوره و چندتا جعبه CD. انتهای آشپزخونه هم قفسه بندی شده تا کیف بچه‌ها رو توی اون جا بدن با ۷-۸ تا میز که تو دو ردیف چیده شدن و تعدای صندلی که دور میزها چیدن فکر کنم ۲۰تایی باشه. کف دستشویی (نه توالت) و حموم موکت فرش شده کنار حموم رو طبقه بندی کردن و بالش و وسایلی و که کمتر بهش احتیاج دارن اونجا گذاشتن (اگه توضیحات بیشتری خواستین بگین تا بگم).

اوه! راستی حیاط رو داشت یادم میرفت. حیاط نسبتاً بزرگی داره که قبلاً نصفش باغچه بوده با دو درخت و یک باغچه که قبلاً حوض بوده احتمالاً و یک تاب بزرگ که بچه‌ها ۳-۴ نفری میتونن سوار بشن و یه سرسره و نیز سه عدد دستشویی. راستی گاهی‌وقتها هم روی تراس فرش پهن می‌کنن و بچه‌ها میرن اونجا نقاشی میکشن.

ادامه دارد …

نظر (۳) »