آرشیو ماه اسفند, ۱۳۸۹

ننه … !

مامان نمفهی  چی‌چی مگم؟ حالا دیه بزرگ شدی، ننه شدی؛ حالا دیه مامان دو تا بچه‌یی، فهمیدی؟ ننهههه …

نظر (۱) »

آبله مرغون

خب چی بگم! خواهر بزرگتر آبله مرغون گرفته، یه هفته‌ست! نه بیشتره بذار ببینم مممممم آره از دو شنبه هفته پیش که اتفاقی نرفت مهد و بر حسب اتفاق روز اول آبله مرغونش بود. صبح یکی دو تا دونه روی بدنش دیدم که تا شب بیشتر شد و البته روزهای بعد دونه‌های بیشتری بیرون ریخت. الان اگه درست حساب کنم ده روزه و دیگه دونه‌هاش خشک شده و داره میریزه. انشاءالله از شنبه دوباره میره مهد البته تو این ده روز چند بار از مهد کودک زنگ زدن احوالشو پرسیدن :) .

و خب البته اگر جویای حال ما باشید خوبیم آخه من خودم وقتی کلاس پنجم بودم یه آبله مرغون اساسی گرفتیم جمیعاْ تو کلاس نفر چهارم بودم که آبله مرغون گرفتم و روزی که رفتم مدرسه فقط هفت نفر سر کلاس بودیم. والا.

نظر (۴) »