آرشیو ماه شهریور, ۱۳۹۰

مِدِمْ …!

من و مامانی داریم به اتفاق میخونیم:

دختر دارم، شاه نداره؛

صورت داره، ماه نداره؛

به کَس کَسونِش نَمِدِم،

به همه کَسونِش نَمِدِم،

به مرد پیرِش نَمِدِم،

به راه دورِش نَمِدِم،

به کسی مِدِم که کَس باشه،

پیرهن تَنِش اطلس باشه؛

شاه میاد با لشکرش،

امیرنظام پشت سرش،

آیا بِدِم …. آیا نَدِم.

ملیکا:—- بِدِمممم

نظر (۲) »