آرشیو دسته خواهر بزرگتر

سوسک …

- مامان خواهش مکنم…

- به جون اصغر…

- سوسکِتَم…

… بده

نظر (۳) »

مِدِمْ …!

من و مامانی داریم به اتفاق میخونیم:

دختر دارم، شاه نداره؛

صورت داره، ماه نداره؛

به کَس کَسونِش نَمِدِم،

به همه کَسونِش نَمِدِم،

به مرد پیرِش نَمِدِم،

به راه دورِش نَمِدِم،

به کسی مِدِم که کَس باشه،

پیرهن تَنِش اطلس باشه؛

شاه میاد با لشکرش،

امیرنظام پشت سرش،

آیا بِدِم …. آیا نَدِم.

ملیکا:—- بِدِمممم

نظر (۲) »

حفاظت شده: فقط برای مامانی

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


برای نمایش یافتنِ دیدگاه‌ها رمز را بنویسید.

آخرین اخبار از خواهر بزرگ و داداش‌کوچولو

امروز مامان و داداش‌کوچولو، از بیمارستان اومدن خونه
عکس اولین دیدار خواهر بزرگ با داداش‌کوچولوش:

 

و اینم عکس داداش‌کوچولو توی تختش تو بیمارستان:

نظر (۱) »

جدول

مدتیه سیده ملیکا به حل جدول خیلی علاقه نشون میده:

 

—————————————————-

پ‌ن: جدولهای دیگه رو هم به همین ترتیب حل میکنه!

بدون نظر »

اینم اولین هنر گلدوزی خواهر بزرگ (سیده ملیکا) البته با کمک مامان‌بزرگ:

اولین گلدوزی

اولین گلدوزی

نظر (۱) »

دراز دراز …

: مامانی کاشکی اصلاْ پول نبود!

- چرا مادر؟

: چون اونوقت آدما دراز دراز تو خیابون خوابیده بودند!

—————–

پ‌ن: :O

بدون نظر »