شیر گربه
——————————————————–
تغییر کاربری از خانهسازی به ….
——————————————————–
تغییر کاربری از خانهسازی به ….
مامان نمفهی چیچی مگم؟ حالا دیه بزرگ شدی، ننه شدی؛ حالا دیه مامان دو تا بچهیی، فهمیدی؟ ننهههه …
خب خیلی وقت بود که دعا میکردم پیش خدا که هرچی زودتر نوبت ما بشه و یه نینی بیاد تو دل مامانن، آخه مامان بهم گفته بود باید صبر کنم و خیلی دعا کنم تا نوبت ما بشه. من خیلی خوشحالم آخه از این به بعد من خواهر بزرگترم.
چند روز پیش مامانم رفته بود بیمارستان و چند روزی اونجا بود آخه همش حالش بد میشد من از مامانم پرسیدم که همه مامانا وقتی نینی میره تو دلشون حالشون بد میشه و استفراغ میکنن؟ مامانم گفت آره بیشتر مامانا اینجوری میشن بعضیاشون کمتر بعضیاشون بیشتر. راست میگه آخه مامان زهرا هم همینجوره اونم یه نینی تو دلش داره.
وقتی این سئوالو از مامانم کردم مامانم با تعجب گفت چی؟ سئوالمو دوباره پرسیدم: “مامان! خدا چطوری نینی میذاره تو در مامانا؟”
بعد مامانم بهم گفت که واسه اینکه نینی باشه حتما لازمه که یه مامان باشه و یه بابا و اگه یکی از این دوتا نباشن نینی هم نیست مامانم میگه یه دونه های خیلی کوچولوی کوچولو تو دل مامانا هست که وقتی هم یه مامان باشه و هم یه بابا (و بازم تأکید میکنه که باید حتماً هر دوتا شون باشن) که همدیگه رو دوست داشته باشن اونوقت بخاطر اینکه اونا همدیگه رو دوست دارن خدای مهربون کمی از نور خودشو میده به اون دونه کوچولو واسه همینه که اون دونه کوچولو کم کم بزرگ میشه و نینی میشه.
آره یادمه مثل همون دونه لوبیاهایی که با مامانم گذاشتیم تو آب اون روز مامان بهم گفت اون دونه های لوبیا واسه اینکه بزرگ بشن هم آب میخوان هم نور خورشید هردوتاشو باهم حتماً مثل همونه!
مامانم میگه اگه یکیشون نباشه مثلا اگه مامان نباشه که بابا رو دوست داشته باشه و بابا هم اونو دوست داشته باشه یا بابا نباشه که مامان رو دوست داشته باشه و مامانم اونو دوست داشته باشه اونوقت هیچ نینیی در کار نیست. مامانم میگه اینقدر خدا مهربونه که دوست نداره آدما تنها باشن دوست داره باهم باشن دوست داره باهم مهربون باشن و دوست داره که اونا هم باهم دوست باشن واسه همینه که اگه یه دختر یا یه پسر تنها باشه هیچوقت نینی نداره.
[شب عید فطر رفتیم بیرون واسه افطار هم اینکه چند روز بود قرار بود بریم بیرون و هم اینکه یه مناسب خاص وجود داشت یه مناسبت ویژه «تولد سیده ملیکا» ادامه مطلب »