حاجی جان ما!
سیده ملیکا: حاجی خوشکله صبر کند منم بیام!
و اما امسال مامان فاطی همه را برای سال تخویل دعوت کرد که بیان خونه ما مادرا، مامانیا، عمهاینا، خاله فرشتهاینا، دایی اینا، عمو وحیداینا … خلاصه همه بودن غیر از خاله سلالهاینا و البته خاله فرشتهایا که با تأخیر اومدن اینم چند تا از عکساش:
پذیرایی هم آبجوش بود که مامان باسلیقهم کنار هرکدوم از فنجونا یه پاکت کافیمیکس، دوتا شکلات کاکائویی و شیری و یه قاشق چایخوری گذاشته بود. بعدشم شیرینی که من به مامانم کمک کرده بودم و باهم پخته بودیم و کیک و یتا جعبه شیرینی هم از آبیبی گرفته بودیم. بعدترش هم میوه بود و آجیلم را گذاشته بودیم برا بعد شام خاطیری دیه وقت نبود.
شام هم کوبیده بود با ماهی و قرار بود پلو ساده باشه با سبزی که مامانم یادش رفت سبزی بهش بزنه درنتیجه همش ساده شد. برای دسرش هم موس شکلات درست کرده بود بعد شام هم یتا دسر خیلی خوشمل خوشمزه درست کرده بود اینم عکسش:
مگم خو مامانم خیلی با سلیقه هه!
عکس زیر هم خودمم صبح که بیدار شدم از جام بیرون نیومدم تا یه گلدون رو خالی نکردم:
مامان جان خودمان بسی پنیر بند شده و وقتی داره پنیر مبنده فکر مکنه دره آپولو هوا مکنه.
هر ۱۵-۲۰ روز ۴ بسته شیر را میپنیریم مامان مگه فکر نمیکردم شیرهای آبکی و بیمزه پاستوریزه در این قدر پنیر از خودشان نشان بدهند. دست گل خاله سلاله و مامان شوشوشون درد نکنه که باعث و بانی خیر شدن.
البته اینم در گوشی بگمتون وقتی مامان فاطی دید مامانی و خاله سلاله میپنیرن حسویش گل کرد شروع کرد به پنیربستن.
حالا بعداً از مراحل و مراسم پنیریدن عکس میگیرم و مفصل براتون مذارم.
زیییییینگ
من: حاجی مجید آقا هستن؟
حاجی: آقا علیرضا هستند.
نینی گلابی: عمو هه!؟ آقا صدرا هه!! :O
)