آرشیو دسته مامان نوشت
ملیکا و محرم
چند روزیه که سیده ملیکا جان وقتی میاد خونه با کیک و ساندیس میاد بالاخره امروز پرسیدم چه خبره که هر روز, هر روز بهتون کیک و ساندیس میدن و جواب این بود:
حالا خو ماه حرمه (محرمه) زیارت عاشورا موخونِم.
جدی؟ کی زیارت عاشورا میخونید؟
صبح که میریم مدرسه اول میریم سر کلاس یه ساعت دو ساعت بعدش میریم کلاس آزمایشگاه اونجا زیارت عاشورا میخونیم.
کی زیارت میخونه؟
خاله نرگس یا خانم محمدی- بعدشم صف صف مرم سر کلاس
خب پس کی کیک و ساندیس بهتون مدن؟
خب دیه وقتی درم مرم سر کلاس اونوقت بهمون مدن
———————————–
حالا کیکش رو هم باز کرده آورده تعارف میکنه
مِدِمْ …!
من و مامانی داریم به اتفاق میخونیم:
دختر دارم، شاه نداره؛
صورت داره، ماه نداره؛
—
به کَس کَسونِش نَمِدِم،
به همه کَسونِش نَمِدِم،
—
به مرد پیرِش نَمِدِم،
به راه دورِش نَمِدِم،
—
به کسی مِدِم که کَس باشه،
پیرهن تَنِش اطلس باشه؛
—
شاه میاد با لشکرش،
امیرنظام پشت سرش،
—
آیا بِدِم …. آیا نَدِم.
—
ملیکا:—- بِدِمممم
جدول
مدتیه سیده ملیکا به حل جدول خیلی علاقه نشون میده:
—————————————————-
پن: جدولهای دیگه رو هم به همین ترتیب حل میکنه!
آبله مرغون
خب چی بگم! خواهر بزرگتر آبله مرغون گرفته، یه هفتهست! نه بیشتره بذار ببینم مممممم آره از دو شنبه هفته پیش که اتفاقی نرفت مهد و بر حسب اتفاق روز اول آبله مرغونش بود. صبح یکی دو تا دونه روی بدنش دیدم که تا شب بیشتر شد و البته روزهای بعد دونههای بیشتری بیرون ریخت. الان اگه درست حساب کنم ده روزه و دیگه دونههاش خشک شده و داره میریزه. انشاءالله از شنبه دوباره میره مهد البته تو این ده روز چند بار از مهد کودک زنگ زدن احوالشو پرسیدن
.
و خب البته اگر جویای حال ما باشید خوبیم آخه من خودم وقتی کلاس پنجم بودم یه آبله مرغون اساسی گرفتیم جمیعاْ تو کلاس نفر چهارم بودم که آبله مرغون گرفتم و روزی که رفتم مدرسه فقط هفت نفر سر کلاس بودیم. والا.
چهارمین تولد عید فطر
[شب عید فطر رفتیم بیرون واسه افطار هم اینکه چند روز بود قرار بود بریم بیرون و هم اینکه یه مناسب خاص وجود داشت یه مناسبت ویژه «تولد سیده ملیکا» ادامه مطلب »







