آرشیو دسته کدبانو

تولد با تم Shaun the sheep

دیگه توضیح نمیخواد:

تولد با تم Shaun the sheep

بقیه عکسها در ادامه مطلب:

ادامه مطلب »

نظر (۱) »

اینم اولین هنر گلدوزی خواهر بزرگ (سیده ملیکا) البته با کمک مامان‌بزرگ:

اولین گلدوزی

اولین گلدوزی

نظر (۱) »

بازگشت با پنیر

عرضم به حضورتون که قبلاً یه چیزایی در مورد پنیر و بنیر بستن و اینا اینجا بود اما حالا کو؟ خب سر جاشه دیگه! تو اون پست قرار بر این شده بود که بیام بگم چطوری مامان جان پنیر درست مکنه خب هرچند هنوز مامانم عکس نگرفته از پنیر بستن فعلا همین را داشته باشد تا بعدا.

ها راستی مامان من خو کلی پنیر بند شده، مادر هم خو کلی ماست بند شدن، مامانی هم خو دیه الی ماشاءالله زدن رو دست همه حالا شما پیشبینی کند موقعیت من را در آینده!

اینم از ماجرای پنیر بندی:

اول از مغازه تو میدون مجاهدین پهلوی آرد روشن مایه پنیر (قرص یا پودرش فرق نمکنه- مامان من قرص گرفته) میخرین بعد هم وقتی دارین برمیگردین خونه از چندتا سوپری سر راهتون ۴-۵ بسته شیر پاستوریزه میخرید (البته اگه شیر یخ‌زده هم داشته باشید میتونید ازش استفاده کنید- آدمیزاده دیگه- مثل مامان خوشحال من).

خب حالا تو خونه یه قابلمه متناسب با مقدار شیرتون رو میذارین روی گاز و شیر رو خالی میکنید توش (اگه شیرتون یخزده‌س اول بذارین یخش باز شه بعد). و گاز رو روشن کنید و بذارید دمای شیر به ۳۵ درجه برسه؛ اینا مامانم مگه، من با دستم امتحان مکنم.

بعد به ازای هر ۱۰ کیلو (۱۰ بسته) شیر ۱ قرص رو تو نصف استکان آب گرم حل میکنید، کمی نمک میزنید  و میریزید توی شیر و با ملاغه هم میزنید، هم میزنید، هم میزنیــــــــــــــــــــــد تا دون دونای ریز بچسبه به ملاقه یا قاشقتون. حالا در قابلمه‌تون رو ببندد.

در اینجا مامانم مگه شیر سرماشه و برای اینکه سفت بشه و پنیر بشه باید گرمش کنیم برای همین من و مامان اونو لای پتو میپیچیم و مذاریم ۲ ساعت بمونه تا خوب حال بیاد بعد با یه کارد اونو تو همون قابلمه تکه تکه میبریمش و دوباره میذاریم یه ساعت دیگه بمونه تا بیشتر حال بیاد و آب اضافی که تو شیر کردن بیرون بره.

حالا یه پارچه توری (صافی) با سوراخهای خیلی ریز که چیزی غیر از آب توش رد نشه رو روی یه سبد میذاریم و با یه کاسه جگرک‌های پنیر رو میریزیم توش و میذاریم تا خوب آبش بره.

آهای مواظب باش یه ظرف بذار زیرش آب پنیرش هدر نره هنوز کارش داری!

نیم ساعت که شد سر پارچه را خوب میبندیم و حالا یا تو سبد یا روی یه سطح شیبدار میذاریم و یه چیزی مثل بشقاب میذاریم روشو بالاترش یه چیز سنگی مثل هاون یا سنگ قند شکن مامان من که من نمیتونم بلندش کن میذاریم روش تا خوب پنیر بیچاره رو بچلونه که کاملا آبش خارج بشه. بذارین چند ساعت بمونه.

در این حین آب پنیر رو با یخوده نمک چند دقیقه بجوشونید و بذارید سرد بشه وقتی خوب پنیرتون سفت شد اون رو از لای پارچه در بیارید، تکه تکه کنید و بندازید تو آب پنیر جوشیده سرد شده.

حالا:

اگر خوب پنیر درستیده باشید پنیرتون موندگاری داره تو آبش خیلی، خرابم نمشه اما اگر خوب پنیر ندرستیده باشید بعد از یه هفته میبیند که پنیراتون کم کم داره شل مشه و وا مره. برای همین اول کم‌کم پنیر درست کند تا خوب دستتون بیاد بعد پرپر درست کند.

نظر (۳) »

اینم از سال تحویل ۸۹

و اما امسال مامان فاطی همه را برای سال تخویل دعوت کرد که بیان خونه ما مادرا، مامانیا، عمه‌اینا، خاله فرشته‌اینا، دایی اینا، عمو وحیداینا … خلاصه همه بودن غیر از خاله سلاله‌اینا و البته خاله فرشته‌ایا که با تأخیر اومدن اینم چند تا از عکساش:

نوروز ۸۹

نوروز ۸۹

نوروز ۸۹

نوروز ۸۹

پذیرایی هم آبجوش بود که مامان باسلیقه‌م کنار هرکدوم از فنجونا یه پاکت کافی‌میکس، دوتا شکلات کاکائویی و شیری و یه قاشق چایخوری گذاشته بود. بعدشم شیرینی که من به مامانم کمک کرده بودم و باهم پخته بودیم و کیک و یتا جعبه شیرینی هم از آبی‌بی گرفته بودیم. بعدترش هم میوه بود و آجیلم را گذاشته بودیم برا بعد شام خاطیری دیه وقت نبود.

نوروز ۸۹

نوروز ۸۹

نوروز ۸۹

نوروز ۸۹

شام هم کوبیده بود با ماهی و قرار بود پلو ساده باشه با سبزی که مامانم یادش رفت سبزی بهش بزنه درنتیجه همش ساده شد. برای دسرش هم موس شکلات درست کرده بود بعد شام هم یتا دسر خیلی خوشمل خوشمزه درست کرده بود اینم عکسش:

نوروز ۸۹ (دسر گلدونی)

دسر گلدونی

مگم خو مامانم خیلی با سلیقه هه!

عکس زیر هم خودمم صبح که بیدار شدم از جام بیرون نیومدم تا یه گلدون رو خالی نکردم:

نوروز ۸۹

نوروز ۸۹

و اما امسال مامان فاطی همه را برای سال تخویل دعوت کرد که بیان خونه ما مادرا، مامانیا، عمه‌اینا، خاله فرشته‌اینا، دایی اینا، عمو وحیداینا … خلاصه همه بودن غیر از خاله سلاله‌اینا و البته خاله فرشته‌ایا که با تأخیر اومدن اینم چند تا از عکساش:

نظر (۲) »

چیـــــــــــز

مامان جان خودمان بسی پنیر بند شده و وقتی داره پنیر مبنده فکر مکنه دره آپولو هوا مکنه.

هر ۱۵-۲۰ روز ۴ بسته شیر را می‌پنیریم مامان مگه فکر نمی‌کردم شیر‌های آبکی و بیمزه پاستوریزه در این قدر پنیر از خودشان نشان بدهند. دست گل خاله سلاله و مامان شوشوشون درد نکنه که باعث و بانی خیر شدن.

البته اینم در گوشی بگمتون وقتی مامان فاطی دید مامانی و خاله سلاله می‌پنیرن حسویش گل کرد شروع کرد به پنیربستن.

حالا بعداً از مراحل و مراسم پنیریدن عکس میگیرم و مفصل براتون مذارم.

نظر (۲) »